در نکوهش سالن‌های بلک‌باکس | جاشوا داکس

 

متفکران بزرگ تئاتر قرن بیستم بر آن بودند که ما را از شر فضاهای تئاتری راحت کنند. حالا چطور شد که سروکارمان به بلک باکس افتاد؟
بیشترما وقتی به تئاتر فکر می‌کنیم،‌ فضایی را تصور می‌کنیم با ردیف‌های ثابت صندلی رو به صحنه. چنین تصوری قطعاً درباره‌ی بیشتر سالن‌های تئاتر، که در سیصد سال گذشته ساخته شده، درست است. اما از اوایل قرن بیستم به بعد،‌ هنرمندان تئاترمایلداشته‌اند محدودیت‌های فُرمی تئاتر سنتی را بشکنند تاروش‌های جدید کار را کندوکاو کنند و همین خود منجر به ظهور طیف وسیعی از رویکردهای جدید شده است. بعضی از نخستین گام‌های هنرمندان تئاتر صرفاً تلاش برای کشف دوباره بود. تایرون گوتری، مارگو جونز و زلدا فیچندلر، در سالن‌هایی که به‌ترتیب در مینیاپولیس، دالاس و واشنگتن دی‌دسی ساختند، در پی آن بودند که از محدودیت دوبُعدی صحنه‌ی قاب‌عکسی رها شوند و حالت سه‌بُعدی و مرکزیت بازیگر را، که به تئاتر کلاسیک یونان متعلق می‌دانستند، احیا کنند. فرم‌های جایگزینی که برگزیدند، یعنی چینش سه‌چهارمی یا میدانی صحنه، به‌سرعت جذب جریان غالب شدند و بالاخره به‌‌شکل مدل‌های مرسوم سالن‌های هدفمند امروزی جای خود را در کنار صحنه‌ی پیشگاهی سنتی باز کردند.تا اوایل دهه‌ی 1960، کم‌کم مضامین دیگری هم در شکل‌گیری ایده‌های سالن‌سازها درباره‌ی مکان شایسته و بایسته‌ی تئاتر دخیل شده بود. دو کتاب
در این زمینه تأثیر به‌سزایی داشتند: «به‌سوی تئاتر بی‌چیز» اثر یرژُی گروتفسکی و «فضاهای خالی» اثر پیتر بروک. گروتفسکی و بروک به نتایج مشابهی درباره‌ی فضای اجرا رسیده بودند اما واکنش‌های متفاوتی داشتند. هردو توافق داشتند اگرچه ساختمان تئاتر رسمی و هدفمند برای اجرا ضرورتی ندارد، کار تئاتر و فضا را گره‌ای کور به‌هم وصل می‌کند. با همین درک بود که گروتفسکی ساخت محیط‌هایی ویژه برای تماشاچی و هنرپیشه در هر کار جدید را برگزید؛‌ بازیگران در نقش اسرای یک اردوگاه، در اثرش «آکروپولیس» در 1962 و در ساختمانی که فقط شصت مایل با آشوویتس فاصله داشت، درحالی‌که داستان‌هایی ازانجیل و اساطیر یونان را بازی می‌کردند، سازه‌ی کوره‌ای مرده‌سوزی را دور تماشاچی می‌ساختند. بروک اما چهل سال گذشته را صرف کار در فضاهایی کرده که در خود لایه‌هایی فشرده از معنا یا تاریخ دارند؛ ‌فضاهای مکشوفه‌ای مانند معادن سنگ، روستاهای ایلیاتی و تئاتر مخروبه و متروکه‌ای در پاریس به‌نام «Bouffes du Nord» که از 1974 تبدیل به محل کار کمپانی‌اش شده است. در این مورد، طراحی صحنه به سادگی یک فرش ایرانی است.
همه‌ی تئاتری‌ها (و نه به‌‌حتم تمام تئاترهای آلترناتیو) خط فکر هنری مشخصی نظیر بروک و گروتفسکی نیافته‌اند. بیش از نیم‌ قرن از اولین تلاش‌ها در جهت ایجاد فضای تئاتری جایگزین گذشته و به معنای دقیق کلمه صدها «استودیو»، «لابراتوار» و سالن
«تئاتر تجربی» ساخته شده است. همان‌طور که از این عناوین برمی‌آید انگیزه‌ها و آمال بسیاری به ابداعشان شکل بخشیده است. این عبارات، که امروزه ویژ‌گی خود را از دست داده‌اند و به جای یکدیگر به‌کار می‌روند، روزی بیانگر تفاوت‌های هنری اساسی بودند اما امروز آن تفاوت‌ها از بین‌ رفته یا فراموش ‌شده و دلالت‌های فضایی یا معماری آنها مغفول مانده است. رایج‌ترین نام چنین فضاهایی به‌خصوص در سطوح دانشگاهی «بلک باکس» است. گرچه رواج سالن‌های بلک باکس از ایده‌آل‌های بروک و گروتفسکی نشأت می‌گیرد، در واقع حاصل تفسیر و کاربرد نادرست مفاهیم مورد نظر این دو است...

http://aftabnetmag.ir

/ 0 نظر / 280 بازدید