پیسکاتور و تئاتر مستند

پیسکاتور و تئاتر مستند

 

اروین پیسکاتور کارگردان شهیر آلمانی ومبدع تأتر روایی،او در سال 1893 در المان به دنیا آمد پدرش کشیش بوده ودرکودکی تربیت مذهبی داشته است.اروین قبل از شروع جنگ جهانی مدرسه ی هنرپیشگی را گذرانیده بود. باشروع جنگ مثل همه ی آلمانی ها باشوقی وطن پرستانه وارد جنگ  شد.اما دیری نگذشت که سرسختانه به مخالفت با جنگ پرداخت. ناگزیر دوسال در جنگ حضورداشت ودر این مدت چندین نمایش برای هم رزمانش به صحنه برد. اروین بعد از جنگ به تئاتر به عنوان یک هنر فعال اجتماعی نگاه کرد .پیسکاتور با روی کار آمدن آدلف هیتلر در سال1933 آلمان را ترک و در سال1939 به آمریکا مهاجرت کرد. در آمریکا تا سال 1951 در نیواسکول و مرکز مطالعات اجتماعی تدریس کرد.وگه گاه نمایشهایی را در نیویورک و دیگرشهرهای آمریکا روی صحنه می برد. پیسکاتور فردی ادبی نبود و نیاز به یک دراماتورژ داشت که با او کار کند تا انطور که خودش می گوید: در پرتو مواضع سیاسی من از نو متن ها را بازنویسی کند، صحنه های تازه ای را بنا کند که مناسب  ایده های اجرایی من باشد و کمک کند که متن اجرا شکل گیرد.

او انتخاب بازیگر و ویرایش متن را به عهده ی دراماتورژ می گذاشت. وی در سرش یک گروه تأتری مشترک الفکر را پرورش داده بود که با هم کمک بکنند که ایده های او که بر مبنای تأتر سیاسی مارکسیستی بود روی صحنه پیاده شود. 

اروین ( جمع دراماتورژیکی) را به نحوی مشابه برای کارگروه آنسامبل برلین توسعه بخشید. هرچند که با ورود آنسامبل هم ، در عمل ایده آل محقق نشد و همچنان تنش هایی میان خواست های فردی و تصمیمات جمعی باقی ماند.

پیسکاتور با پشت سر گذاشتن تجربیاتی در تأتر  پرولتایی در 1920 و تأتر مرکزی از 1921 تا 1924 به عنوان کارگردان در تأتر فولکس بون استخدام شد.

او در تأتر پرولتایی و مرکزی کوشید تا به جای اجرای نمایشنامه های معمولی برای تماشاگران طبقه ی متوسط که عموم تماشاگران ، کارگران بودند نوعی درام، به نام (درام پرولتایی )به راه اندازد که باعث به وجود آمدن (تأتر روایی) گردید.که بعدها برتولت برشت نمایشنامه نویس شاخص آن شناخته شد.

انجام این کار مستلزم تغییراتی در نوشته های تأتری بود. بنابر این با تغییراتی در نمایشنامه ها متونی تبلیغاتی و متناسب با اندیشه های مارکسیستی به وجود آورد.

توسط پیسکاتور شد.درسال های 1927و1928پیسکاتور فنونی را به آزمایش گذاشت و تجربه کرد و اساس تأتری راریخت که بعدها به تأتر اپیک یا روایی مشهور شد.

اودر اجراهای خود برای تفهیم والقای نظرات خود در نمایش از انواع تمهیدات تأتری یا سینمایی،تصویری،وسایلصحنه،(ازجمله فیلم های انیمیشن،چرخهای مختلف دندانه دار،روغن کش،انواع قطعات

دکور وآکساسوار) استفاده کرد.هدف از انجام این کار:ترسیم مرزی مشخص و پررنگ بین وقایع صحنه و موقعیت های زندگی واقعی بود .

 

تئاتر مستند

همانگونه که از نامش پیداست،باتکیه براسناد،مدارک،گزارشها و خلاصه تمامی اطلاعات موجود درمورد یک واقعه به بازسازی صحنه ای آن می پردازد.

می دانیم که (سند)برای اثبات یک واقعیت بکار می رود.درعین حال می توان آن را برای نشان دادن غیر واقعی بودن یک ادعا نیز بکار برد.

سند واستدلال به قصد اثبات یک واقعیت در یک ارتباط تنگاتنگ بایکدیگر قرار دارند.

از آنجا که آنچه در تأتر مستند بازسازی می شود براساس اسناد واقعا موجود شکل گرفته است.هدف این تأتر همانا کمک به تقویت قدرت استدلال و تکیه بر منطق فکری است.

پس پیش شرط پرداختن به این نوع از تأتر توانایی استفاده از تعقل ، قدرت تحلیل وتسلط بر منطق سقراطی است

 

به عبارت دیگر تأتر مستند آنگونه که(پتروایس)یکی از پیشگامان این تأتر معرفی می کند:

(تأتری است که بیش از هرچیز به سندیت یک موضوع می پردازد.تأتر گزارش دهنده است.)

دراین نوع تأتر اسناد موجود بدون کوچکترین تغییری در محتوا وتنها با پرداخت در فرم بر صحنه باز سازی می شود.

تأتر مستند به هیچ وجه نمی خواهد برای تماشاگرش این سوء تفاهم را ایجاد کند که واقعیت موجود قرار است در صحنه ی تأتر تقلید شود.

به همین دلیل از نوعی فاصله گذاری در نمایش استفاده میشود.

ویژگی های تأتر مستند

1.متریال موجود رابه محتوا تبدیل می کند.

2.یک ژانر نیست بلکه شاخه ایست از ژانر تأترسیاسی که این تأتر در جهت مخالفت باتفکر حاکم ورایج دریک اجتماع حرکت می کند.

3.تأتر جهت داری است که خودرا در موضع انسانهای تحت ستم قرار می دهد.

4.دردهه ی 60وبه خصوص درکشورهای کاپیتالیستی اوج گرفت.

دلیل آن:دراین دوره باشکل گیری جنبش های اعتراضی در اروپا نیاز به وجود اطلاعات دقیق،پرده برداری از دروغهای تاریخی و مصلحتی بیش از پیش احساس می شد.

5.آنچه به روی صحنه می رود عینا همان واقعیت تجربه شده نیست،بلکه بازسازی این واقعیت با رعایت زیبایی شناسی وابزار نمایش در صحنه ی تأاتراست.

باتوجه به ویژگی شماره 5نزدیکی تأتر مستند به تأتر اپیک برشت ملموس تر می شود.

تکنیک های قابل استفاده درتبدیل تأتر مستند به یک تولید هنری

1.صراحت درزبان وحرکت.

2.بر هم زدن روال صحنه ای از طریق خاطره نگاری وبازگشت به لحظاتی از گذشته.

3.بایگانی کردن رفتارهای بیرونی ازطریق صحنه هایی که در آن عکس العمل های درونی انجام می شود.

4.ترسیم زوایای گوناگون ومتضاد یک موقعیت خاص وبرجسته مانند

ساختن ابعاد خشونت آمیز تاریخ.

وجوه اشتراک تئاتر وایس و تئاتر برشت

1.داشتن تعریف مشخص ازکاربرد تأتردر برجسته سازی گره های اجتماعی.

2.اعتقاد به تأتر ضد روان شناسی(البته استفاده ازابزارهای روان شناسانه رادر جاهایی می پذیرند.

3.رد کامل ”بازی حسی“ (برای به نمایش گذاشتن بهتر تضاد های اجتماعی)

4.مهم تر ازهمه تأکید بر علمی بودن مبنای تأتر. البته ابزار و فرم هایی که استفاده می کردند با یکدیگر فرق داشت.

برای مثال: تکیه ی وایس بر سند تاریخی و یا فاصله گرفتن او با تأتر داستانی بود. 

مهم ترین تأثیر برشت بر وایس استفاده از افکت های فاصله گذاری بود.

اما فاصله گذاری وایس با برشت متفاوت است کاربرد فاصله  گذاری در تأتر وایس ایجاد لحظات شوکه کننده است که از این لحاظ بیشتر تحت تأثیر سورئالیسم قرار دارد.

 

 

 

 

 

/ 0 نظر / 297 بازدید